مرضيه محمدزاده

1358

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

و بشريت رهگذار را مىآشامانى - هركس را كه تشنه‌ى شهادت است - * نام تو ، خواب را بر هم مىزند آب را طوفان مىكند كلامت ، قانون است خِرَد ، در مصافِ عزم تو جنون تنها واژه‌ى تو خون است ، خون اى خدا گون ! * مرگ در پنجه‌ى تو زبون‌تر از مگسىست كه كودكان به شيطنت در مشت مىگيرند و يزيد ، بهانه‌اى ، دستمالِ كثيفى كه خلطِ ستم را در آن تُف كردند و در زباله‌ى تاريخ افكندند يزيد كلمه نبود دروغ بود زالويى درشت كه اكسيژن هوا را مىمكيد مُخَنثى كه تهمت مردى بود بوزينه‌اى با گناهى درشت : « سرقت نام انسان » و سلام بر تو كه مظلوم ترينى نه از آن جهت كه عطشانت شهيد كردند بل از اين رو كه دشمنت اين است *